سلاله

Just another دربند site

در بانک چه می‌گذرد؟

مهر۲۵

امروز یه مشتری اومده بود برای بازنشستگیش حساب باز کنه.
-برای افتتاح حساب مدارک چی می خواد؟
- کپی شناسنامه، کارت ملی و اصلش. و البته یه مقدار پول
بعد از دوبار که سوال کرد و مطمئن شد رفت و بعد از ساعتی اومد. با یه کپی از شناسنامه و اصلش و کارت ملیش. براش یه کپی گرفتم و فرم را دادم که پر کنه. باز پرسید:
- کپی حکم و … نمی خواد؟
من: :-$

———————————————————–

پ.ن: با کمال احترام و ادب به همه بازنشسته ها، سولماز جان باهات موافقم من هم به احترام این مشتری محترم چیزی به او نگفتم و فقط اینجا احساس درونیم رو خواستم نشون بدم.

۵ نظر برای :

“در بانک چه می‌گذرد؟”

  1. در ۲۸ مهر ۱۳۸۹ و در ساعت ۱۰:۳۶ ب.ظ شاعرانه ها گفته :

    سلاله جون!می گی باز نشسته!یعنی کلی استخون ترکونده زیر بار زندگی تو این مملکت!من که ۲۹ سالمه !یه وقتایی مخم هنگ می کنه!دیگه این عزیز که جای خود دارد!!!!!!!!!

    اما چند تا از اقواممون که کارمند بانک هستند یه وقتایی تعریف می کنند از مراجعینشون!می خندن بعضی دیگه از فامیلامون!!
    به نظر من که خنده نداره!هر کسی در سطح اجتماعی خودش به مسائل نگاه می کنه و حرف می زنه و …

    من فکر می کنم سکوت این مواقع خوب باشه!

  2. در ۳ آذر ۱۳۸۹ و در ساعت ۱:۲۱ ق.ظ فاطمه گفته :

    اوخ کجایی دختر یه سر نمیزنز به خونه وبلاگیت!!!

  3. در ۳ آذر ۱۳۸۹ و در ساعت ۱:۲۲ ق.ظ فاطمه گفته :

    اوووخ

  4. در ۲۲ دی ۱۳۸۹ و در ساعت ۱۰:۳۱ ق.ظ شاعرانه ها گفته :

    عزیزم در مبادی اداب بودن شما که شکی نیس…من که تو رو همه جوره می دوستم….

  5. در ۱۳ خرداد ۱۳۹۰ و در ساعت ۲:۵۴ ب.ظ Mr Mersava گفته :

    خانم نقاش زاده
    باسلام
    ببخشید بدون اجازه شما آدرس سایتتون رو در وبلاگم قرار دادم ./

    k37262.blogfa.com

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود

وب سایت آزمایشی

متن دیدگاه شما :