سلاله

Just another دربند site

سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی ….

تیر۱۳

.

با شنیدن خبر از دست رفتنت شوک بزرگی بر من و به جرات می توانم گفت همه کسانی که می شناختنت وارد شد. ناگهان شنیدم که کسی گفت آقای صدوقی فوت کردند…

ابهام بزرگی بود! چرا؟ چطور؟ …

تهران بودم و خبر را شنیدم. زار زار گریستم باور نمی کردم رفته باشی و دیگر مردم یزد را یاریگر نباشی. هیچ گاه در عمق جانم اینقدر نیاز به تو را حس نکرده بودم که الان.

با پرواز عصر که بر می‌گشتم همسر، دختران و پسرت و سایر اعضاء خانواده‌ات همه بودند. غمبار و ماتم زده. گویی هیچ کس باور نداشت رفتنت را. چه زود رفتی و آرام. همانگونه که همیشه آرام بودی. آن هنگام که درب خانه ات را به آتش کشیدند، آن هنگام که تهمت‌ها را شنیدی همه را به جان خریدی و هیچ نگفتی. آرامشت شهر را آرام می‌کرد. صبور بودی و مهربان. افتاده بودی آنچنان که هیچ کس باور نمی‌کرد. در مراسمی که اهل شهر داشتند بی تکلف حاضر می شدی با خانواده‌ات. و بیگانگان که می شنیدند امام جمعه شهر یزد در چنین مراسمی این چنین بی صدا حضور یافته تعجب می‌کردند.

حال ما مانده‌ایم و ما. و چه کنیم با غم فراق.

خدایا صبری بده و مرحمی نه بر دردهامان. بار خدایا او را بیامرز و با پدر شهیدش و انبیاء صالحین و ائمه اطهار همنشین ساز

در دسته : اجتماعی , حرف دل
۴ نظر برای :

“سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی ….”

  1. در ۱۴ تیر ۱۳۹۰ و در ساعت ۱۱:۴۷ ق.ظ شاعرانه ها گفته :

    سلام دوست جونم…
    یعنی امام جمعه تون ادم خوب و شریفی بوده!
    اگه اینطور بوده که !خدایش بیامرزد….

  2. در ۱۴ تیر ۱۳۹۰ و در ساعت ۴:۲۰ ب.ظ solale گفته :

    آره سولماز جون. از ادم هایی که این روزها کم پیدا میشه.
    حتی شنیده بودیم که در سفر یکی از آقایون خواستند پولی بهشون بدهند قبول نکرده‌بودند. حالا راست و دروغش گردن کسانی که گفتند.
    خیلی به مردم نیازمند سرکشی می کردند. مهربان صبور و افتاده بودند. ضمنا نسبشون به شیخ صدوق می رسه.

  3. در ۱۶ تیر ۱۳۹۰ و در ساعت ۱۲:۵۷ ب.ظ تازه‌وارد گفته :

    باعث تأسفه که آنقدر این روزها همه چیز قاطی شده با جاییکه برای خوب بودن امام جمعه شهر هم باید قسم خورد!!!
    قابل توجه کسانی که با باند بازی و هوچی گری دین مردم را هدف بازیهای سیاسی خود قرار داده اند.
    خیلی متأسفم. واقعا متأسفم.

  4. در ۱۶ تیر ۱۳۹۰ و در ساعت ۱۲:۵۹ ب.ظ تازه‌وارد گفته :

    لازم است نگاهی به تشییع جنازه آقای صدوقی بیندازید سولماز جان.
    این مردم خودشان آمده بودند نه….

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود

وب سایت آزمایشی

متن دیدگاه شما :