سلاله

Just another دربند site

چهاردهمین گردهمایی سمپاد

فروردین۱۲

بالاخره امسال هم گردهمایی بچه های سمپاد تشکیل شد. خاطره ها مجدد یادآوری شد. خیلی باشکوه بود بخصوص زمانی که معلمی وارد می شد . حرکت موجی که با گامهای معلم هماهنگ بود واقعا دیدنی بود.

اما یک چیز مرا آزرد. وقتی تاتر اجرا می شد تقریبا تمام اعتباری که با یک عمر زحمت دوستان جمع شده بود، به باد رفت. آخه این نوع تاتر بی محتوا و با این ترکیب کلماتی که در شان یک جوان به اصطلاح باهوش جامعه نیست با چه هدفی اجرا می شد؟

آنچه مرا بیشتر آزرد، این بود که دیدم خیلی ها از این نوع برنامه دل آزرده شدند وآن بنائی که گروهی برایش چندین سال است که زحمت می کشند یک شبه سست و ویران می شود.

کاش مدیران این گردهمائی بیشتر دقت کرده بودند، تا این چنین عده ای این آبرو را به بازیچه نگیرند.

ماجرای ما و ماشین

فروردین۹

چند ماه پیش پروتون ثبت نام کردیم، آخه شرایطش خوب بود و هشت میلیون هم وام اقتصاد نوین داشت. تحویل بهمن بود. بهمن که ندادند هیچ، اسفند با هزار دنگ و فنگ ماشین را بالاخره تخویل دادند اما امان از این بانکها!!!

باید یه نامه بدن که پلاک ماشین به نام ما بشه. با اینکه ما بقیه پول رو دادیم و بانک هنوز وام رو پرداخت نکرده پلاک به نام بانکه!!! و بانک هم نامه نمی ده به نمایندگی زاگرس خودرو تا ماشین بیچاره ما پلاک دار بشه و …

عجب دنیاییه. حالا هم می گن تا هفدهم که تعطیله :( کلی برنامه های ما رو به هم ریختن، خدا خیرشون بده.

 

در دسته : حرف دل | ۵ نظر »

اگر…

اسفند۲۹

اگر شما در هوا قصرهایی ساخته اید لازم نیست آنها را خراب کنید؛ جای آنها کاملا درست است.حالا پایه هایی در زیرشان بنا نمائید.

بعد از چند روز پرکار…

اسفند۲۹

اوه، بالاخره این چند روز پرکار آخر سال هم به پایان رسید. و یه سال دیگه از عمر ما هم.

تو سالی که گذشت چیزهای مهمی به دست آوردم. دوستان جدید و خوبی پیدا کردم. اشتباهاتی هم داشتم که تصمیم دارم از اونها استفده کنم و تو سال جدید اونها رو مرتکب نشم. امیدوارم سال جدید برای همه مردم ایران سال خوبی باشه. از خداوند طلب سلامت و سعادت براتون می کنم.

شاد و خرم باشید.

سال نو مبارک

هدف چیست؟ کسب سود یا خدمت

اسفند۲۲

داستانش شده مثل علم بهتر است یا ثروت. تو فروم آموزش بانک با دوستان این بحث روداشتیم. دیدم بحث خوبیه، گفتم اینجا مطرح بشه. داستان از این قراره که ما دریک موسسه مالی مثل بانک دنبال چی هستیم؟ هدف برای ما چی تعریف شده؟ خدمت به خلق یا کسب درآمد وسودآوری برای بانک؟ البته به نوعی میشه گفت هردو اینها رو می توان مد نظر قرار داد. اما تو یه همچین سیستمی که مجبوری برای کسب درآمد بیشتر هوای مشتری پولدارتر رو داشته باشی!!! اون وقته که دیگه این دو در یک راستا قرار نمی گیرن.

راستی ما چه طوری می تونیم سودآوری داشته باشیم اما روش ما مطابق با آموزه های اسلامی باشه؟« ان اکرمکم عندالله اتقیکم»

روزهای ایزبان

اسفند۲۰

چه قدر خوب شد. دوباره ایزبان جون گرفت و من خوشحالم. کلی روز شماری میکنم تا روز کلاس زبان برسه و من سر کلاس حاضر بشم. استاد درس بده و حرفهای ما رو گوش بده و ایرادهای من رو که مثل همیشه زیاده بگه.

خداییش از اولی که شروع کردم خیلی بهتر شدم. یادم نمی ره روز اول که می خواستم تست speaking و listening بدم چقدر برام سخت بود.

اولین شعری رو که بهمون داد بنویسیم از یادم نمی ره. “yesterday when i was young“، یه آهنگ زیبا از فرهاد مهراد.

خیلی ها از من می پرسن “راضی هستی یا نه؟” باید بگم آره من واقعا راضیم. هرچند نوپاست و مشکلات خودش رو داره ولی واقعا خوبه. به قول یزدیها” آسیاب نو قر و قور داره!” اما فکر کنم داره کم کمک کلاسها روال طبیعی خودش رو پیدا می کنه و مشکلاتش اگه خدا بخواد حل میشه.

از جمله سرویس های جدیدی که مدیریت سایت اخیزا اضافه کردند امکان تبادل لینک هست. برای این کار می تونید به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://www.ezaban.com/content/blogsection/7/170/

وبلاگ منم اینجاست:

http://www.ezaban.com/component/option,com_linx/Itemid,172/

درضمن؛ منیره خانم، نتیجه عالی بود. ;)

چرا بعضی وقتها دل آدم می گیره…

اسفند۱۵

یه مطلب از یه دوستی در لوتوس دیدم. واقعا حق داشت. بعضی وقتها آدم واقعا دلگیر میشه. وقتی می شنوی بعضیها چطور از هرراهی برای پولدارشدن استفاده می کنند. بعضی از مردم چگونگی و راه کسب پول براشون مهم نیست، تنها چیزی که مهمه هرروز به دارایی خود اضافه کنند.

من بدم میآد از آدمهایی که از پول مردم برای پولدارشدن خودشون استفاده می کنند. من بدم میآد از اونهایی که اونقدر پولدارن که پول مردم (بخصوص تسهیلاتی رو که از بانکها برای اهداف خاصی دریافت کرده اند) را با آرامش خیال تا تهش می خورند و انگار نه انگار

من بدم میآد که اون آدمها تو عروسیهاشون همه شهر رو(پولدارها رو بخصوص) و همه اونهایی رو که باید ببینن اون عروسی رو تا چشمشون دربیاد؛ رو دعوت می کنند.

اما برای دادن یه قسط وامی که از بانک دریافت کردند، یه وام دیگه می گیرن.

من بدم میآد از اقتصادی که تو اون پول رو به پولداری می ده که هیچ وقت نمی خواد اون رو پس بده. و اون بدبختی که محتاج یک هزارم اون پوله ناامید بشه.

آره واقعا آدم دلش میگیره…

روزگار غریبی است دخترم….

اسفند۱۵

روزگار غریبی است دخترم! دنیا از آن غریب تر!

این چه دنیایی است که« راز آفرینش زن» را در خود تحمل نمی کند؟

این چه عالمی است که دردانه خدا را از خویش می راند؟

روزگار غریبی است دخترم. دنیا از آن غریب تر.

آنجا جای تو نیست، دنیا هرگز جای تو نبوده است. بیا دخترم، بیا، تو از آغاز هم دنیایی نبودی. تو از بهشت آمده بودی، تو از بهشت آمده بودی …

فاطمه جان! خاطر تورا نه فقط بدین خاطر می خواهم که تو دختر منی، تو سیده زنان عالمیانی، تو برترین زن عالمی، خدا تورا چنین برگزیده است و خدا به تو چنین عشق می ورزد.

شخصیت آدمی در تاثر از موسیقی

اسفند۱۴

از دیدگاه علامه محمدتقی جعفری(ره) افراد از لحاظ تاثیر پذیری به دو دسته تقسیم می شوند. یک عده افرادی هستند که در مقابل عامل موسیقی هیچ تاثیری پیدا نمی کنند و دوم افرادی که کم وبیش تحت تاثیر قرار گرفته و بعضا تا حد باختن شخصیت تنزل پیدا می کنند. در هر حال مقاومت برخی از شخصیت های قوی تر دلیل شایستگی موسیقی نیست. این نوع شخصیت می داند که شکل موسیقی یک پدیده بی محتواست وتنها لذت خاصی به او می بخشد و می گذرد، بعبارت دیگر این گونه شخصیت ها مرز بین موسیقی و واقعیات را شناخته و آن را رعایت می کنند. با این حال شخصیت ها از تاثیرات بیرونی به کلی در امان نیستند؛ واما این پدیده در شخصیت های خام و سطحی که قدرت تفکیک واقعیات و خیالات را ندارند و ارتباطی میان این دو قلمرو برقرار نکرده اند، می تواند باعث درهم و برهم شدن تاسف انگیزی در میان واقعیات و احساسات زود گذر و خیالات و تجسمات بی اساس درونی آنان شود که فعالیت های مدیریت و ابتکار و اندیشه های منطقی شخصیت را مختل می کند.

موسیقی با تغییراتی که در واقعیات و حقایق درون ذات ما به وجود می آورد، ما را به بازیگری و برداشت های ثانوی وادار می سازد.

در جهان عینی و حتی در درون انسانها همه چیز یک رابطه علت و معلولی دارد. آیا موسیقی درباره این حقایق و واقعیات چه نقشی را می تواند بر عهده بگیرد؟

هر تغییر و دگرگونی که در این رابطه از موسیقی توقع داشته باشیم، جز برانگیختن حالات و نوساناتی درباره آن امور چیز دیگری به ما نخواهد داد. ما می دانیم که فرمول ۲*۲=۴ واقعیتی است که هیچ عاملی جز دگرگونی در حقیقت خود فرمول نمی تواند آن را تغییر بدهد و اگر بخواهیم این فرمول را در درون خود با تاثر از موسیقی ثابت ترکنیم، در حقیقت متزلزل می کنیم؛ زیرا واقعیت تحقق یافته را با تلقین احساساتی در هم می آمیزیم که نتیجه ای جز منتقل ساختن واقعیت به عالم خیال نخواهد داشت. «این است آن دگرگونی که موسیقی درباره واقعیات برای ما بوجود می آورد.»

بشر از نظر کمبودی که در معرفت و توانایی مواجهه با واقعیت دارد موسیقی را برای تسلی خود تایید می کند سپس نام آن را ضرورت می گذارد. به همین جهت است که مبانی اولیه اسلام به موسیقی مانند دیگران نمی نگرد، بلکه می خواهد انسان ها در زندگی روحی و طبیعی، با خود واقعیات روبرو گردند.

با نظر به این علت کاملا روشن است که اسلام می خواهد انسان در این دنیا خود را در مقابل هیجانات پا در هوا نبازد و آمادگی واقعی خود را برای حیات با خویشتن حقیقی از دست ندهد تا اختیار خود را از روی اختیار سلب نکند.

بعضی از انواع موسیقی روحانی درست است که تحریک مثبت در درون بوجود می آورد و ما را از موجودیت غوطه ور در طبیعت و خودخواهی بالاتر می برد، ولی هنگامی که موسیقی تمام می شود، یک سرازیری خقیقی در خود احساس می کنیم و می بینیم که موسیقی سایه ای از ما برای ما ساخته و آن را بالا برده بود، اکنون شبح مصنوعی از بین رفته و واقعیات با همان خشونت برای ما نمودارمی شوند.

این جملات برگرفته از کتاب موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی نوشته علامه محمد تقی جعفری می باشد.

ما را رها کنید …

اسفند۱۳

ما را رهاکنید در این رنج بی حساب

با قلب پاره پاره و با سـینه ای کباب

عمری گذشت در غم هجران روی دوست

مرغم درون آتش و ماهـــی بــــــرون آب

حالی نشد نصیبم از این رنج و زندگی

پیری رسید غرق بطالت پس از شباب

از درس و بحث و مدرسه ام حاصلی نشد

کـــــی میتوان رسیدبه دریا ازین ســـراب

هرچـــه فراگرفتم و هرچـــه ورق زدم

چیزی نبود غیر حجابی پس از حجاب

هان ای عزیز فصل جوانی به هوش باش

در پیری از تو هیچ نیاید به غیر خـــواب

ای جاهلان کــــه دعوی ارشاد مـــی کنید

در خرقه شان به غیر منم تحفه ای میاب

ما عیب ونقص خویش و کمال و جمال غیر

پنهان نمـــوده ایم چو پیــــــری پس خضاب

دم در نیار و دفتر بیهوده پاره کن

تا کی کلام بیهوده گفتار ناصواب

« مطالب قدیمی تر