سلاله

Just another دربند site

کمی اطلاعات بانکی!

اردیبهشت۷
  • تسهیلات در سیستم بانکداری در ایران در قالب یکی از عقود اسلامی پرداخت می شود. برخی از این عقود رو خیلی خیلی خلاصه اینجا بیان می کنم. فکر کنم به درد بعضی هاتون بخوره!
  • مضاربه
  1. از جمله تسهیلات کوتاه مدت هست( حداکثر یکساله)
  2. جهت انجام امور بازرگانی در اختیار مشتری قرار می گیرد.
  • جعاله
    1. از جمله تسهیلات میسان مدت و بلند مدت می باشد.
    2. جهت گسترش امور تولیدی، بازرگانی وخدماتی می باشد.
  • مشارکت مدنی
    1. از جمله تسهیلات کوتاه مدت می باشد.
    2. به منظور تامین منابع پولی کوتاه مدت مورد نیاز واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی می باشد.
  • فروش اقساطی

که همان خرید وفروش هست و در موارد زیر پرداخت می شود.

  1. مواد اولیه(کوتاه مدت)
  2. لوازم یدکی(کوتاه مدت)
  3. ابزار کار(کوتاه مدت)
  4. وسایل تولید(میان مدت)
  5. ماشین آلات (میان مدت)
  6. تاسیسات(میان مدت)
  7. کالاهای مصرفی بادوام(میان مدت)

ضمنا مشارکت خدماتی به متقاضیانی که در بخش خدمات فعالیت دارند قابل پرداخت خواهد بود.

اطلاعات بیشتر از اینجا قابل دریافت می باشد.

مامانی جون! سلام

فروردین۳۱

دلم برای شما تنگ شده، خیلی نگرانتون بودیم.خدا رو شکر که عملتون با موفقیت تمام شد. روز عمل شما من در حرم امام رضا (ع) بودم. خبر که رسی برای عمل رفتین بی اختیار این اشکهای من بود که سرازیر می شد. دست خودم نبود. دائم برای شما دعا می کردمو تو حرم جایی رو قبلا می شناختم که موبایل آنتن می داد. رفتم اونجا و مدام منتظر خبر از طرف شما بودم.

خدا رو شکر که به خوبی عمل تموم شد. می دونم بعد از عمل خیلی درد کشیدید. به قول خودتون شکنجه گرها (فیزیوتراپ ها) می اومدن و شما روشکنجه می دادند. اما لازم بود. شما خیلی سختی کشیدید ولی حداقل دخترهاتون کنارتون بودند اما یکی دیگه هم اینجا با شما درد می کشید در حالی که دخترهاش کنارش نبودن.

شما که رفتید آقا جان هم بیمار شدند. از یه سرماخوردگی شروع شد و ذات الریه شد. آخر هم کارشون به بیمارستان کشیده شد. وقتی برای ملاقات رفتم بیمارستان و از من خواستند کنارشون بنشینم هنوز نمی فهمیدم چه شده است، اما وقتی سر صحبت باز شد؛ اشکهای یک مرد مرا به خود آورد. تنهایی را با تمام وجود در کلمات و چهره شان می دیدم. کلمات با بغضهایی که به زور فروبرده می شد بیرون می آمد. خیلی ناراحت شدم. اما نمی توانستم کلامی به زبان بیاورم.

مامانی! احساسم به من می گفت این مرد همسرش را می خواهد و در نبود او حداقل دخترانش را تا بتواند اندکی از بار غم خود بکاهد.

مامانی! می دونید چی فهمیدم؟ فهمیدم که چرا ستون یک خانه زن است. اگر زن نباشد چگونه مرد از پا درمی آید! چرا آمار مرگ و میر در مردانی که همسرانشان فوت کرده اند چند برابر آمار زنانی است که مردانشان فوت می کند.انگار نقش زن در حیات مرد خیلی مهم است. انگار معنای لتسکنوا الیها را در اینجا باید یافت. شاید رد ظاهر مردان قویترند اما این روح زنان است که آنان را در سختی های زندگی مقاوم تر از مردان ساخته است. بی دلیل خداوند این گوهر آسمانی؛ اشک؛ را به زن هدیه نداده است.

من خوشحالم که یک زنم.

مطلب را به بالاترین بفرستید:
Balatarin

کنسرت و …

فروردین۳۱

درباره کنسرتی که در یزد برگزار شد، نوشته بودم. لازم دیدم توضیحات بیشتری بدهم. درواقع من از موسیقی زیبا و بامفهوم لذت می برم. کنسرت، تاتر و … را هم دوست دارم، ولی به شدت به این معتقدم که جاییکه کنسرت برگزار می شود باید سکوت باشد و آرامش، تا آهنگ زیبا و صدای خواننده در روح و جانت بنشیند و تو را با خویش به دنیای رویاها ببرد.

در واقع لذت موسیقی برای من همین است. این نوع برنامه ها دریزد به شدت کم و نادرند . و اما کنسرتی که در آن تمام توجهت به حرکات و رفتار اطرافیان باشد و چیزی جز صدای کف وسوت نشنوی و سیستم صدا به قدری بد باشد که حتی یک کلمه از ترانه خواننده را نفهمی …

از موسیقی های مبتذل متنفرم، با اینکه شنونده دائم موسیقی نیستم اما موسیقی را که بردلم بنشیند دوست دارم.

عشق قدیمی ها!

فروردین۲۹

واقعا عشق قدیمی ها؛ مامان بزرگ و بابابزرگ ها؛ رو که می بینی تو دلت ذوق می کنی! به روی خودشون نمیآرن، اما اگه خدای ناکرده یه چند روزی بینشون فاصله بیافته! اونوقته که می فهمی چقدر به هم علاقه دارن. شاید بعضی بگن چون به هم عادت کردند. البته بی تاثیر نیست اما به نظر من عشق بین اونها چیز دیگه ای هست.

شاید این عشق در طی سالها فراز و نشیب، سختی ها و شادی هایی که باهم گذراندند بدست اومده. مسلما از ابتدا اینطوری نبوده.
فکر کنم باهم ساختن این بنای عشق رو. دل به دل هم دادن به قول ما یزدی ها، و آجر به آجر این بنا رو ساختن. با تفاوتهای فرهنگی، فکری و … همدیگه کنار اومدن و گاها خودشون یه فرهنگ جدید رو بنا نهادند.

بیاییم این عشق رو در زندگیمون زیباتر و قشنگ تر بسازیم. همدل باشیم و همراه. در همه جا. خوشی ها و ناخوشی ها.

Our life

فروردین۲۸

خودشناسی

فروردین۲۷

خودشناسی خیلی مهمه. یکی از دوستام یه درخواستی از من داشت. درخواستش برام عجیب بود ولی هدفدار. از من می خواست تا عیوبش رو بهش بگم. رک و بی پرده. می خواست سعی کنه عیوبش رو برطرف کنه.

این خیلی خوبه، آخه ما آدمها زود خوی اطراف رو به خود می گیریم و به اون عادت می کنیم. طوری که دیگه عیوبی که در محیط اطرافمون هست رو نمی بینیم. همینطوره در مورد خودمون. ما معمولا به عیب های خودمون خو گرفته ایم و از طرفی هم چون خودخواهی در درون هر انسانی هست اجازه نمیده که ما عیوب خودمون رو بینیم. حالا اگه یکی از روی خیرخواهی عیبهامون رو بگه و ما هم در جهت رفع اونها بر بیایم خوب این عالیه. حداقل سعی کردیم که آدم بهتری بشیم و این کلی ارزش داره.

دلم می خواد شمایی که من رو می شناسین عیبهام رو بهم بگین. البته خصوصی( برام میل کنین یا pm خصوصی بگذارین) ممنون میشم.

ایزبان

فروردین۲۴

دوباره ثبت نام کلاس زبان شروع شد. این دفعه از طریق سامان هم می تونین پرداخت کنید. کارهای زیادی انجام شده است . مجوز از وزارت ارشاد گرفته شده و مدرک هم در پایان ترم ارائه میشود. اطلاعات بیشتر رو می تونین از اینجا بگیرین. من خوشحالم . خیلی …

در دسته : حرف دل | ۶ نظر »

کنسرت احسان خواجه امیری

فروردین۲۴

دیشب ۲تا بلیط کنسرت داشتیم. بعد از مدتها یک کنسرت در یزد اجرا می شد و ما دعوت شده بودیم. ساعت ۸ و ۱۵ دقیقه بود که رسیدیم. ساعت شروع ساعت ۹ بود و جلو در غلغله.( اگه دوربین داشتم الان یه عکس براتون می

گذاشتم.) بالاخره رفتیم تو سالن. کنسرت در یک سالن ورزشی که جدیدا ساخته شده برگزار می

شد. ردیف های جلو همه پر بود و بالطبع ما در ردیف های آخر جا گرفتیم. حدود ۹:۳۰ بود که کنسرت شروع شد. البته من زیاد لذت نبردم ولی بعضی ها خیلی خوششون اومده بود از حرکاتشون می شد فهمید.

منم که خیلی برام جالب نبود به خاطر اینه که اهل این جو چیزا نیستم. دائم در خلال کنسرت با خودم فکر می کردم “آخه یعنی چی؟ الان این کنسرت چه چیزی به من می ده؟ چرا مردم برا یه جلسه قرائت قرآن این قدر دست و پا نمی زنند؟ و …”

در مجموع تجربه بدی نبود.

دلم می خواد…

فروردین۲۳

دلم می خواد یه دوربین دیجیتال بخرم نظرتون چیه؟ هوسه؟ یا این که خوبه؟

در دسته : حرف دل | ۴ نظر »

کنسرت

فروردین۲۳

امشب به یه کنسرت دعوت شدیم. امیدوارم خوب باشه. خبرهای بعدی رو بعدا می گم براتون. :)

« مطالب قدیمی تر