« چرا من؟» ، « دیگه بس نیست خدایا؟»
مهر۱
برنامه جالبی بود، حمید می گفت ضربات سختی که استاد به من می زد شیرین بود از این جهت که می خواست از من یک قهرمان بسازه. من به خود می بالیدم چون من را انتخاب کرده بود. توی زندگیم هم به همین رسیدم. خدا من را انتخاب کرد و ضربات سنگینی بر من وارد کرد، چون من را دوست داشته و می خواسته قهرمان بشم! مطالعه ادامه مطلب »
مشهدالرضا
شهریور۱۳
شب نیمه شعبان بود و دلم هوای حرم را کرده بود حسابی! آقا زود جواب داد، باورم نمی شد. چشم باز کردم دیدم … مطالعه ادامه مطلب »
