فروردین۱۵
روز پیش فروش بلیطها تصمیممون قطعی نبود برای رفتن به مشهد پس واضحه که وقتی تصمیممون قطعی شد دیگه بلیط یافت مینشد. خدا خدا میکردم که بلیط جور بشه و از امام رضا خواهش میکردم که دیگه تو راه رفتن به مشهد شک و دو دلی نداشته باشم.
سرانجام دوتا بلیط جور شد و ما سال نو رو تو قطار درحالی که به مشهد میرفتیم نو کردیم. اولین روز سال جدید در مشهد بودیم و جای همگی حسابی خالی بود. خدا رو شکر کلی خوش گذشت.
اسفند۶
بالاخره بعد از مدتها برگشتم.
با دست پر
پیتزا درست کردم. خش شده بود. این هم عکسش:

آذر۴
دیروز یه تصادف کوچولو داشت ماشین ما! خدا را شکر به خیر گذشت ولی بنده خدا همسرم باید حالا حالاها دنبال کار بیمه و درست کردن ماشین باشه. خدا بهش صبر بده.
اردیبهشت۲۸
گویی تقدیر چنین بوده است که حضور دو روزه من در دنیا با غم و اندوه عجین شود، هر چه بود گذشت و هرچه می بود می گذشت.
و من می دانستم که تقدیر چگونه رقم خورده است و می دانستم که غم، نان و حورشت همیشه من است و اندوه، همسایه دیوار به دیوار دل من.
اما آمدم، آمدم تا دفتر زنان بی سرمشق نماند، آمدم تا قرآن مثال بیابد، تفسیر پیدا کند، نمونه دهد، آمدم تا خلقت بی غایت نماند، بی مقصود نشود، بی هدف تلقی نگردد.
من اگر نبودم، من و پدرم اگر نبودیم، من وشویم اگر نبودیم، من و شما نور چشمان و فرزندانم اگر نبودیم، اگر ما نبودیم، جهان آفریده نمی شد، خلقت شکل نمی گرفت، آفرینش تکوین نمی یافت، این را خداوند جل وعلا تصریح فرموده است.
———
ملائک بال در بال ایستاده اند وآمدن تو را لحظه می شمرند.
حوریان، بهشت را با اشک چشمهایشان چراغان کرده اند.
بیا و بهشت را از انتظار درآر.
(برگرفته از کتاب کشتی پهلو گرفته)
